تبليغاتX
جان پرنده ای از حشره های بلند -
شعرهای امیر قاضی پور

 

تعمدن «مات»

هم دارم می خوانم

من در این جا در آوردم

خودش است

چند روز بعد تحویل می دهد

بعد شروع می کند به هذیان گفتن

تو را تبعید نمی کنم

" با فاصله آمدی بیرون از نمایشگاه "

این چیزا رو که می نویسی

می خواهم«سفیدها»را

ماه چه رنگی

هفت دفتر نارنجی

نمی دانی امروز وقتی نمی خواندمت

" گوش های تو را بی گفتگو گرفتم "

قلبت دارد می زند هم

خط می زند 

چرخی زد

برگه «شاعری»

نامم هنوز تازه است

 

+ نوشته شده     توسط امیر قاضی پور  |