ناهارمو حاضر می کرد. دستم می داد
درخت های سبز : من دیگه روپا نیستم
عادت ماهانه اش بود. برفی را که می پوشاند
اصلن تو ذاتش نیست : آب و گل خشک
فکر می کنم یک خرده پول باهاش هست
ماهی های قرمز از اون فیلم گرفتند
روحانی : عکس ها همه سفید
آدم یاب، در میان درختان
پرندگانی چسبنده به اهتزاز در می آیند
حرکات دست
" سعی می کنم ناهمگون "
در نقطه ای به کنترل آه
خمیده / با دندان کودکان زیبا
+
نوشته شده توسط امیر قاضی پور
|