تبليغاتX
جان پرنده ای از حشره های بلند -
شعرهای امیر قاضی پور

 

بارانی به دیدار من می آیی

فرارفته ای از چشم نابینا

تنت چون باران در تن او بود.

عجیب نیست ستارگان در کژفهمی هوا

از جراحت / بی هیچ خواب و رخوتی

 

همیشه از بالای سقف / مثل یک دوچرخه آویزان می شوی.

: بیتابی که هیچ نیندوخته است

- بندی به من ببخش

چنان که درشتی چشم نابینا را

 نتوان دید

 

 

 

+ نوشته شده     توسط امیر قاضی پور  |