|
شعرهای امیر قاضی پور
|
|
|
|
||||
|
آبی می فشارد در آغوش قدم های یک آشنا بزرگ - بی نهایت " بی انتها شعله های آتش " : لرزه ای کویر را در می نوردد دوردست ها پستی می گیرد
از چند نفر غربی که استراق سمع می کنند : آب اساس همه چیز است خواب عاشقانه در نیمه راه تغییر مسیر می دهد : شنیدی چه گفتم؟ فوری به مادرم زنگ زدم به بهانه ی سردرد از تماشای یک آشنای مشترک از عرب ها که می ترسم اما در نیمه راه تغییر مسیر می دهم امکان ندارد اسم بهمن را بیاورم یک تنه بدل شده است از اخبار انگلیسی BBC
+
نوشته شده توسط امیر قاضی پور
|
|
|||||
|
|||||