تبليغاتX
جان پرنده ای از حشره های بلند -
شعرهای امیر قاضی پور

 

اردکی

جایی برای بازی.

بی نهایت

هنگام سایش

پلک می گشاید

«همه لبخندی»

مگر با نوشیدن دهانی سر می زند

مانند شیرشان، در میان ما حائل.

خون یکی مثل گرمک ها

" صدایی از چارچوب شیشه ها "

آبی در این کوچه ها

در اعتقاد آبی رفتن کفش ها

نه می راند              نباریده گرم می کند

 

+ نوشته شده     توسط امیر قاضی پور  |