تبليغاتX
جان پرنده ای از حشره های بلند -
شعرهای امیر قاضی پور
 

sweet

در روز، دیر آمده

یکسر، زانو

کوتوله ای بوده در گلو.

در برگ چون چراغی خاموش

درختان چشم خواب می مانند.

 

عصب هایشان کوچک

" نه فرزندی برای تو نیست "

برای عبور به بهترین شکل

از نور، زنده شوی با طنین صدا

 

ماه، رنگ پوست لیمو می گیرد

آسمان، زیر پا / راه راه

اعضای گل ها.

" درخت کاری را کرد "

از کار افتاده.

 

موهایش غرق در رویا

با زیور آلات هیچ دهانی

هستم گل ها را

شادمانم

 متعلق به بی اعتنایی

" چپ و راست پر از ماهی "

 

+ نوشته شده     توسط امیر قاضی پور  |