sweet
در روز، دیر آمده
یکسر، زانو
کوتوله ای بوده در گلو.
در برگ چون چراغی خاموش
درختان چشم خواب می مانند.
عصب هایشان کوچک
" نه فرزندی برای تو نیست "
برای عبور به بهترین شکل
از نور، زنده شوی با طنین صدا
ماه، رنگ پوست لیمو می گیرد
آسمان، زیر پا / راه راه
اعضای گل ها.
" درخت کاری را کرد "
از کار افتاده.
موهایش غرق در رویا
با زیور آلات هیچ دهانی
هستم گل ها را
شادمانم
متعلق به بی اعتنایی
" چپ و راست پر از ماهی "
+
نوشته شده توسط امیر قاضی پور
|