سب
همه چيز سوختن حيواني،
من خرگوش بازيگوش را گرو مي گزارم.
غلت مي زند با سربازي كه حرف نمي زني
با اين دست هاي فراوشي اش از خانه مرا زنده نگه مي دارد
اين طور از نفس افتاده، كبوترها!
بيشتر از ياد كارگران به ضربان زمين راه
يافته است
+
نوشته شده توسط امیر قاضی پور
|