به همان اندازه مبادله
كارگر تا كجا باز بخوابدماشين بازي تارا اشتباهن من نهارريخته شمال لباس هامثل صفحه گاهيمرده مي شود از پرندهاز يقه اشتباه گرفته ايد آغوش
روزنامه ها به هم نمي رساندماشين تو را نوبت اولهمين طور از خط سينهخركي مي خواهد هوا باشد
پري شاخ ! اصلن نمي رقصي
گل خشك ها / با آلت اتاق مي رويبا خودش آبشارجمع _ پاهاشسبك پرنده " رژ دست ها بيسكويت دوست ندارد "
پاره روزنامه هاي_ اهالي _ گردن
RSS