|
شعرهای امیر قاضی پور
|
|
|
|
||||
|
تير
آدم دوست نداشتم نفر به نفر چشم کار می کردم...سر کار دروسط پاک کرده من از چند کم می شود روی زمين - مرزی - خون کشيده که روی ديروز پاک کرده من حسابم فکرهايش زمين است به اين زودی هاپاک کرده نمی شود!
خنده دار است گوش -کلماتم - را اشغال کرده کار می کرد در هوای راهنمايی گوش کرده در می کردم هوا از شلوغی مرا اشغال کرده گوش می دادم بخوانم می دانستم به اين زودی ها پاک نمی شود
چيزی نبود از سرم پايين تر تار تار ....جان! مرز پاخورش بدجوری درد به سرش می زند
از چند صورت برداشت داريم
+
نوشته شده توسط امیر قاضی پور
|
|
|||||
|
|||||