تبليغاتX
جان پرنده ای از حشره های بلند
شعرهای امیر قاضی پور
 

 

بازيگران سينما راحت بوسه رد و بدل مي كنند

بر چهره، مثل خيلي هاي ديگر

توجه مي كند

استعدادهاشان كه به تخت مي آيد

خواب مان يكی خواهد بود

"جيغ هامان "

خونم

         و باطنم

 

 

ما ديگه نمي توانيم

از هم جدا مي شيم

اگر ديگران دست به كار شن

 

 

سهمي از نظرم گذشت

مرد جوان اگر لازم باشد / لكه هاي مركب

خونم

         و باطنم

 

 

+ نوشته شده     توسط امیر قاضی پور  | 

 

خون تازه

 

در زندان، نشسته

در تفرقه وضع مشابهی

شعر، تا زانوهاش پایین

خریدن آلبوم موسیقی

زدن پشت سرم با ژیلت

خریدن کاغذ و دفتر

خریدن ژیلت

هیچ چیزش شاعرانه نیست

آن موقع هنوز

تصویرهای شعری

وقتی شما از کشتن ما کشته شدید

 

 

+ نوشته شده     توسط امیر قاضی پور  |