تبليغاتX
جان پرنده ای از حشره های بلند
شعرهای امیر قاضی پور
 

توضیح ساعت در روزنامه ها

: سراغ شکل نارنجی رنگ

سه شب از بغداد است

چند دگمه بی خبر بالای آب صفر می شود

اولین زنی که ناخن هایش را شسته

حین افتادن پنجره های مرکب

 

+ نوشته شده     توسط امیر قاضی پور  | 

 

انگشت های کشتی همان شب آب خزر را می خورند
و صورت یک عده
خواهر          باز                  خانواده ی            چابهار
است     که من گفتم
به دیدنت٬ تو آینه رفتم

سلسله
واقعیت
بر اساس تکوینشان
از تولیدبه خوردن
تو هیچ نیازی که گفتم:«چادر نیاز نیست».
پیش می آمد از زیر شبکلاه.
به سرعت، هنوز بالا رفت
" هوا گرم تر از ما کجا رفتند "

 

+ نوشته شده     توسط امیر قاضی پور  | 

 

شکل هایی که گورشان را گم می کنند

دستی که کودکستان را              خراب می شود

آبی که نمی بینیم

در ساحل دراز کشیده

آماس     «خزیده»

دست هایی که باز می شود

 

+ نوشته شده     توسط امیر قاضی پور  | 

 

اردکی

جایی برای بازی.

بی نهایت

هنگام سایش

پلک می گشاید

«همه لبخندی»

مگر با نوشیدن دهانی سر می زند

مانند شیرشان، در میان ما حائل.

خون یکی مثل گرمک ها

" صدایی از چارچوب شیشه ها "

آبی در این کوچه ها

در اعتقاد آبی رفتن کفش ها

نه می راند              نباریده گرم می کند

 

+ نوشته شده     توسط امیر قاضی پور  |