تبليغاتX
جان پرنده ای از حشره های بلند
شعرهای امیر قاضی پور
 

تجویز آرامش

: زخمی وارد جهت نمی شه

" آشیل با بوسیدنش "

: انتسابه چشم کاغذی فراگیر می شه

" لااقل انداخته بی مزه گی در گلو

 

جای سرباز

مردی ست مثل همه چیزهایی که می پوشم.

دوباره روشن است با هیچ کس نیستم

از انتهای دهان تو می ریختم

 

آدرس تو به ما گفتی

برای یک سر، زیر کلاه

با کمی قیچی  / " چقدر دستهایت دلبری "

: شک می کنیم چقدر جان می گیرد

- چرا نگذاریم بشنوی

زبانی ترین فکر             - باغ سبزی را وزن کند

با راه پله تازه است      - در نیمه راه قدم زدن

 

+ نوشته شده     توسط امیر قاضی پور  |