تبليغاتX
جان پرنده ای از حشره های بلند
شعرهای امیر قاضی پور
 

          اسفند

شيرينم به هم مي زند
       نوزادها
گربه هاي _آب وآتش
هر ستاره بسته    مادها
بي دهان
چكمه هاي _ مردگان _تن


+ نوشته شده     توسط امیر قاضی پور  | 

 

در عكسي كه پا به فراري
نمي گويم باز به ماه
به هر نيستم با تو
بي همان،اگر بودي
بشنوي از شبي كه هنوز
با همان گوش بودي

: " چه زيبا صندلي را به هر روز دستگير مي كند "

+ نوشته شده     توسط امیر قاضی پور  | 

 

دمپايي
لامپ
كشيده
جفت هاي مادربزرگ
سر پايي
خميده
هنگام ولي عصر
اسم توي مدرسه

 

+ نوشته شده     توسط امیر قاضی پور  |